09057421617 مشاوره رایگان

«ماهی که بیشترین فروش را داشتیم، آخر ماه حساب از همیشه خالی‌تر بود.» این جمله شبیه تناقض است، و معمولا با «بازار خراب است» یا «خرج‌ها زیاد شده» توضیح داده می‌شود. ولی در بیشتر کسب‌وکارهای کوچکی که مشتری تازه می‌خرند، توضیحش ساده‌تر و ناخوشایندتر است: فروش بیشتر یعنی مشتری تازه‌ی بیشتر، یعنی خرج جذب بیشتر امروز، در برابر سودی که ماه‌ها بعد برمی‌گردد.

کسب‌وکار کوچک معمولا از بی‌سود بودن نمی‌میرد؛ از این می‌میرد که سود ماه پنجم را با پول ماه اول خرج کرده است. این نوشته با یک فروشگاه فرضی و عددهای فرضی‌اش نشان می‌دهد این کمبود نقدینگی از کجا می‌آید و چطور اندازه‌اش را بگیری، پیش از آنکه ماه ضعیف بعدی آن را نشانت بدهد.

اول: از هر فروش واقعا چقدر می‌ماند

صاحب فروشگاه حسابش ساده بود: «جنس رو حدود ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ می‌خرم و ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ می‌فروشم، پس ۶۰۰ تومن سود می‌کنم.» بین این دو عدد چند قلم کوچک هست که هیچ‌کدام به‌تنهایی مهم به نظر نمی‌رسند:

ردیف مبلغ (تومان)
میانگین ده فاکتور پشت سر هم ۱٬۸۰۰٬۰۰۰
بهای خرید ۱٬۲۰۰٬۰۰۰−
بسته‌بندی و ارسال ۹۰٬۰۰۰−
کارمزد درگاه، یک تومان از هر صد تومان ۱۸٬۰۰۰−
ذخیره‌ی مرجوعی و خرابی، سه از هر صد فروش ۵۴٬۰۰۰−
سود ناخالص هر فروش ۴۳۸٬۰۰۰

نود هزار، هجده هزار، پنجاه و چهار هزار؛ هیچ‌کدام بزرگ نیست و دقیقا به همین دلیل در حساب ذهنی نمی‌آیند. با هم، بیش از یک‌چهارم سود تصوری را برده‌اند.

چرا اجاره در این جدول نیست

پرسش این حساب این است: یک فروش بیشتر چقدر به جیبم اضافه می‌کند؟ اجاره، حقوق ثابت، قبض برق و اینترنت با یک فروش بیشتر تغییر نمی‌کنند؛ آن‌ها را چه آن فروش انجام شود چه نشود می‌دهی. پس در این جدول فقط هزینه‌هایی می‌آیند که با هر فروش بیشتر می‌شوند. اگر اجاره را هم کم کنی، سود هر فروش کوچک‌تر از واقعیت درمی‌آید و خرج‌هایی را رد می‌کنی که واقعا سودده بودند. اجاره هزینه‌ی واقعی است، ولی جواب پرسش دیگری است: کل این کسب‌وکار سودده است یا نه، که حسابدار باید جوابش را بدهد.

برای کار خدماتی یک تبصره هست. آرایشگر یا تعمیرکار بهای خرید ندارد، ولی ساعتش محدود است. هزینه‌ی متغیر هر کار او مواد مصرفی است به‌علاوه‌ی ساعت‌هایی که آن کار می‌گیرد، ضرب در نرخ ساعتی خودش. کاری که ۶۰۰٬۰۰۰ تومان قیمت دارد، ۱۵۰٬۰۰۰ تومان مواد و یک ساعت و نیم وقت با نرخ ۲۰۰٬۰۰۰ تومان، ۱۵۰٬۰۰۰ تومان سود دارد، نه ۴۵۰٬۰۰۰. اگر وقت خودت را حذف کنی، سودت سه برابر به نظر می‌رسد، بیش از توانت خرج جذب می‌کنی، از صبح تا شب کار می‌کنی و آخر ماه پولی نمانده است.

دوم: مشتری یک خرید نیست

هزینه‌ی جذب هر مشتری تازه در این فروشگاه ۵۷۵٬۰۰۰ تومان است: تبلیغ، تخفیف خرید اول، هدیه، پورسانت معرف و ساعت‌های خود صاحب کار، تقسیم بر سی و دو مشتری تازه‌ی ماه. سود خرید اول ۴۳۸٬۰۰۰ تومان است. پس هر مشتری تازه با ۱۳۷٬۰۰۰ تومان کسری وارد می‌شود. ولی وقتی بابت مشتری خرج می‌کنی، فقط خرید اولش را نمی‌خری؛ خریدهای بعدی‌اش را هم می‌خری.

از فهرست فاکتورهای دوازده ماه گذشته: ۴۸۰ فاکتور از ۳۰۰ آدم یکتا. یعنی هر مشتری به‌طور میانگین ۱٫۶ بار در سال خریده؛ کمتر از آنچه صاحبش فکر می‌کرد، که می‌گفت «مشتری‌های من وفادارن». هر دو درست است: بخشی از مشتری‌ها واقعا برمی‌گردند و کسانی که یک بار آمدند و رفتند میانگین را پایین می‌کشند. سود کل یک مشتری در سال می‌شود ۴۳۸٬۰۰۰ ضرب در ۱٫۶، یعنی ۷۰۰٬۸۰۰ تومان. اگر دقیقا همین‌قدر بابتش خرج کنی، سربه‌سر می‌شوی و برای اجاره و حقوق هیچ نمی‌ماند.

سهمی از سود کل مشتری که خرج جذب می‌شود سقف جذب هر مشتری برای هزینه‌های ثابت می‌ماند
سه دهم ۲۱۰٬۲۴۰ ۴۹۰٬۵۶۰
نصف ۳۵۰٬۴۰۰ ۳۵۰٬۴۰۰
هفت دهم ۴۹۰٬۵۶۰ ۲۱۰٬۲۴۰

کدام ردیف درست است؟ عدد استانداردی برای این سهم در بازار ایران نیست و نباید باشد؛ این تصمیم توست و باید به هزینه‌های ثابتت نگاه کند. این فروشگاه نصف را انتخاب کرد، با این دلیل: اجاره و حقوقش ماهی حدود نصف سود ناخالصش را می‌برد. مغازه‌ای با اجاره و دو کارمند باید سهم کمتری بگذارد؛ فریلنسری که از خانه کار می‌کند می‌تواند سخاوتمندتر باشد. سقف این فروشگاه ۳۵۰٬۴۰۰ تومان شد، و او هر مشتری را ۵۷۵٬۰۰۰ تومان می‌خرید. ولی این فقط یکی از دو سقف است.

سوم: سودده بودن با شدنی بودن فرق دارد

فرض کن جنسی را نقد می‌خری و نسیه‌ی پنج‌ماهه می‌فروشی، با سود خوب. هر معامله روی کاغذ سودده است. ولی اگر ماهی ده تا از این معامله بکنی، تا ماه پنجم پول پنجاه معامله را داده‌ای و هنوز هیچ‌کدام برنگشته. اگر آن پول را نداشته باشی، ماه سوم می‌ایستی، با اینکه هر معامله سودده بود. کاسب باتجربه پیش از قبول نسیه حساب می‌کند تا برگشت اولی چقدر باید بگذارد. مشتری تازه همان جنس نسیه است؛ فقط برایش برگه‌ای نوشته نمی‌شود.

در داده‌ی همین فروشگاه، از هر ده مشتری تازه شش نفر خرید دوم دارند، به‌طور میانگین در ماه پنجم. حالا حساب کمبود نقدینگی:

قدم حساب نتیجه (تومان)
کسری هر مشتری بعد از خرید اول ۵۷۵٬۰۰۰ منهای ۴۳۸٬۰۰۰ ۱۳۷٬۰۰۰
کسری هر ماه ۱۳۷٬۰۰۰ ضرب در ۳۲ مشتری ۴٬۳۸۴٬۰۰۰
برگشت از خرید دوم، ولی در ماه پنجم ۱۹٫۲ نفر ضرب در ۴۳۸٬۰۰۰ ۸٬۴۰۹٬۶۰۰
سرمایه‌ی در گردش لازم تا اولین برگشت ۴٬۳۸۴٬۰۰۰ ضرب در ۵ ماه ۲۱٬۹۲۰٬۰۰۰

برای اینکه این چرخ پنج ماه بچرخد تا اولین برگشت برسد، حدود بیست و دو میلیون تومان پول لازم است که جایی نمی‌رود، فقط باید باشد. اگر نباشد، ماه سوم یا چهارم تبلیغ قطع می‌شود؛ نه چون بی‌فایده بود، چون پولش تمام شد.

سقف دوم: چند مشتری در ماه، نه چند تومان

فرض کن صاحب فروشگاه فقط ده میلیون تومان دارد که می‌تواند پنج ماه کنار بگذارد؛ نه کل دارایی‌اش، پولی که واقعا بلااستفاده می‌ماند. ده میلیون تقسیم بر پنج ماه یعنی ماهی دو میلیون کسری قابل تحمل، و دو میلیون تقسیم بر ۱۳۷٬۰۰۰ یعنی حدود ۱۴ مشتری تازه در ماه. نه ۳۲ تا. و این عدد هیچ ربطی به سودده بودن ندارد؛ هر ۳۲ مشتری سودده‌اند.

پس دو سقف داری که جنسشان فرق دارد: سقف سود می‌گوید بابت هر مشتری حداکثر چقدر، سقف نقدینگی می‌گوید در ماه حداکثر چند مشتری. هر کدام زودتر برسد، همان محدودیت توست. حتی اگر هزینه‌ی هر مشتری به زیر ۳۵۰ هزار برسد، این فروشگاه با نقدینگی امروزش نمی‌تواند ماهی ۳۲ مشتری تازه بخرد.

چرا این کمبود در ماه‌های خوب دیده نمی‌شود

تا وقتی فروش ماهانه ثابت یا رو به رشد است، پول فروش همین ماه کسری ماه قبل را می‌پوشاند و موجودی حساب تقریبا ثابت می‌ماند. مشکل در اولین ماهی ظاهر می‌شود که فروش کم شود، یعنی بدترین زمان ممکن، و آن‌وقت تفسیر رایج این است که بازار خراب شد. بازار فقط یک ماه نوسان کرده بود؛ ساختار نقدی از قبل شکننده بود. رشد سریع بی‌نقدینگی از رشد کند خطرناک‌تر است، نه چون رشد بد است، چون هزینه‌اش را جلوتر می‌دهی.

یک آزمون ساده: سه ماه گذشته را نگاه کن. ماهی که بیشترین فروش را داشتی، موجودی پایان ماهت چطور بود؟ اگر بدتر از ماه‌های دیگر بود، مسئله‌ی تو همین است.

چهار اهرم، و آنکه کمتر به آن فکر می‌شود

  • کمتر مشتری بخر. ساده‌ترین و کم‌خطرترین راه؛ رشد کندتر، ولی زنده.
  • کسری هر مشتری را کم کن. یا هزینه‌ی جذب پایین‌تر، یا سود خرید اول بالاتر؛ مثلا پیشنهاد یک قلم مکمل در همان خرید اول. در این فروشگاه، کم کردن تخفیف خرید اول هزینه‌ی هر مشتری را حدود ۵۶ هزار تومان پایین می‌آورد.
  • نقدینگی بیشتر بیاور. این‌جا یک هشدار صریح لازم است: قرض گرفتن برای خرج جذب خطر واقعی دارد. اگر عددهایت تخمینی‌اند و بعد معلوم شود برگشت کندتر است، بدهی می‌ماند و مشتری نه. این تصمیم به مشاوره‌ی مالی واقعی نیاز دارد، نه به این حساب.
  • برگشت را زودتر کن. اگر میانگین خرید دوم از ماه پنجم به ماه سوم بیاید، سرمایه‌ی لازم از ۲۱٫۹ میلیون به ۴٬۳۸۴٬۰۰۰ ضرب در ۳، یعنی ۱۳٬۱۵۲٬۰۰۰ تومان می‌رسد؛ نزدیک نه میلیون کمتر، بی‌آنکه یک ریال از خرج جذب کم شود.

اهرم چهارم معمولا ارزان‌ترین است و کمتر از همه به آن فکر می‌شود. کارهایی که خرید دوم را جلو می‌اندازند معمولا گران نیستند: یک یادآوری به‌موقع، پیشنهاد خرید دوم زودتر، یا فقط پرسیدن اینکه چرا برنگشتند. و برخلاف کم کردن تخفیف یا تبلیغ، چیز دیگری را خراب نمی‌کند. بالا بردن میانگین خرید از ۱٫۶ به ۲ هم سقف سود را از ۳۵۰٬۴۰۰ به ۴۳۸٬۰۰۰ تومان می‌برد. این‌جاست که نگه داشتن مشتری و جذب مشتری دو مسئله‌ی جدا نیستند.

مرز این حساب

این یک مدل ساده‌شده است. فرض می‌کند مشتری‌ها یکنواخت می‌آیند و برگشت‌ها میانگین ثابتی دارند، و هیچ‌کدام دقیقا درست نیست. اگر داده‌ی خرید دوم را نداری، با فرض بدبینانه کار کن: نصف مشتری‌ها، در ماه ششم. اگر با این فرض هم شدنی بود، با واقعیت هم شدنی است. و اگر تصمیمت خیلی نزدیک به مرز است، محتاط‌ترش کن؛ نه چون مدل بد است، چون خطای ورودی‌هایت را نمی‌دانی. یک چیز هم باید روشن باشد: این صورت سود و زیان نیست و جای حسابدار را نمی‌گیرد.

اگر می‌خواهی سود هر فروش، تعداد خرید هر مشتری، دو سقف و ماه‌های برگشت هر ماه خودشان به‌روز شوند، جزئیات این خدمت را ببین. با حجم کم، همین جدول‌ها و یک ماشین‌حساب هم کار را می‌کنند.

فهرست محتوای این مطلب !
پیشنهاد مطالعه
«اگه می‌خواست، خودش پیام می‌داد.» این جمله را تقریبا هر صاحب کسب‌وکار ...
چهار پیام، با فاصله‌ی چند روز، به کسی که قیمت گرفته و ساکت شده. شرکت خ...
نه فروش از پیگیری اول، شش تا از دومی، چهار تا از سومی، دو تا از چهارمی...
مقاله‌ای نوشتی، کامل و دقیق، منتشرش کردی و بعد هیچ اتفاقی نیفتاد؟ معمو...
فهرست چهل‌تایی دشمن توست، نه خود ایرادها. کسی که گزارش سئو سایت را باز...
اشتراک گذاری :
دیدگاهتان را بنویسید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سؤالی درباره‌ی همین مقاله داری؟ بپرس
ثبت درخواست مشاوره

فرم زیر را تکمیل کنید تا همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس بگیرند…

7 روز هفته، از 9 تا 18 پاسخگو شما هستیم
نیاز به پشتیبانی دارید؟
091690491