09057421617 مشاوره رایگان
بازه پیام فرستاده‌شده جواب گرفته
ماه اول، میانگین هفتگی ۲۲ ۷
ماه دوم، میانگین هفتگی ۲۰ ۶
ماه سوم، هفته‌ی اول ۲۱ ۶
ماه سوم، هفته‌ی دوم ۲۳ ۲
ماه سوم، هفته‌ی سوم ۱۹ ۱
ماه سوم، هفته‌ی چهارم ۸ ۰

این جدول گزارش سه‌ماهه‌ی یک پیام پیگیری خودکار در یک آموزشگاه زبان است. مثال و عددهایش فرضی‌اند. پیش از خواندن ادامه، یک دقیقه نگاهش کن و از خودت بپرس چه اتفاقی افتاده است.

یک نکته را هم بدان: در تمام این سه ماه، سیستم یک بار هم خطا نداد.

در این جدول دو خرابی هست، نه یکی

بیشتر آدم‌ها فقط ستون آخر را می‌بینند: جواب‌ها کم شده. ولی اگر دو ستون را کنار هم بخوانی، دو اتفاق جدا پیداست.

اتفاق اول از هفته‌ی دوم ماه سوم شروع می‌شود. تعداد پیام‌ها مثل قبل است، حدود بیست، ولی جواب‌ها از شش به دو و بعد یک می‌رسد. اتفاق دوم فقط در هفته‌ی چهارم است: خود پیام‌ها از حدود بیست به هشت افتاده.

این دو، علت و درمان جدا دارند. اگر یکی‌شان کنی، راه‌حلی می‌دهی که هیچ‌کدام را درست نمی‌کند.

خرابی اول: پیامی که دیگر راست نمی‌گفت

مدیر ده پیام تصادفی ماه سوم را باز کرد. همه یک جمله داشتند: «ثبت‌نام ترم پاییز تا پایان این هفته باز است.» ترم پاییز دو هفته پیش شروع شده بود. برنامه بی‌نقص کار می‌کرد و هر هفته به حدود بیست نفر از مهلتی می‌گفت که گذشته بود.

خرابی دوم: کسی که راهش را بلد بود، نبود

مسئول ثبت‌نام دو هفته مرخصی بود. همکار جایگزین، نام کسانی را که تلفنی یا حضوری می‌پرسیدند، مثل قدیم در دفتر کاغذی می‌نوشت. هیچ‌کس تصمیم نگرفته بود سیستم کنار گذاشته شود؛ فقط ورودی‌اش خشک شده بود.

سه راهی که اتوماسیون سالم از کار می‌افتد

این مثال دو تا از سه راه را نشان داد. هر سه بی‌صدا هستند:

  • خاموشی بی‌صدا. یک اتصال قطع می‌شود، اعتباری تمام می‌شود، فایلی جابه‌جا می‌شود. برنامه دیگر کاری نمی‌کند و چون نبودن یک پیام دیده نمی‌شود، هفته‌ها کسی نمی‌فهمد.
  • عقب ماندن از واقعیت. برنامه کار می‌کند ولی با اطلاعات کهنه: قیمت قبلی، ساعت قبلی، محصولی که دیگر نیست. این را مشتری اول از همه می‌فهمد.
  • دور زده شدن. تیم کم‌کم کنار سیستم راه خودش را می‌رود. این را هیچ‌کس نمی‌فهمد؛ فقط عددها بی‌معنا می‌شوند.

کدی که دست نخورده، خودش عوض نمی‌شود. دنیای دورش عوض می‌شود. برای همین است که نگهداری اتوماسیون بیشتر از آنکه کار فنی باشد، کار صاحب کسب‌وکار است.

سه عادت، روی هم دو ساعت در ماه

برای هر کدام از آن سه راه یک عادت هست و هیچ‌کدام ابزار تازه نمی‌خواهد.

  1. نگاه صبح، دو دقیقه. یک نفر مشخص ثبت دیروز را باز می‌کند و می‌پرسد: دیروز کاری کرد؟ اگر در روزی که باید کاری می‌کرد جواب «هیچ» است، همان‌جا خبر می‌دهد.
  2. عدد هفته، ده دقیقه. یک عدد، نه ده عدد، و همیشه کنار عدد هفته‌ی قبل.
  3. مرور ماه، نیم ساعت. سه پرسش: چه چیزی در کسب‌وکار عوض شده که سیستم نمی‌داند؟ تیم کجا دورش می‌زند و چرا؟ و ده مورد تصادفی از کارهای این ماه را بخوان: هنوز همان کاری است که می‌خواستی؟

اگر برای همین دو ساعت کسی را نداری، سیستم خودکار نساز. این جمله تند است، ولی از تجربه‌ی جدول بالا می‌آید.

چرا هر سه عادت در همان ماه از کار افتاد

آموزشگاه مثال ما هر سه عادت را تعریف کرده بود. با این حال هیچ‌کدام جلوی خرابی را نگرفت:

عادت چه باید می‌دید چرا ندید
عدد هفته افت جواب از شش به دو عدد نوشته می‌شد، ولی کسی کنار هفته‌ی قبل نمی‌گذاشتش
مرور ماه عوض شدن ترم مرور ماه دوم به خاطر شلوغی ثبت‌نام حذف شد
نگاه صبح افت پیام‌ها در هفته‌ی چهارم صاحبش مرخصی بود و جانشین نداشت

آن ماه شلوغ‌ترین ماه سال بود و این تصادف نیست. عادت‌های نگهداری اول از همه در روزهای شلوغ قربانی می‌شوند؛ یعنی درست وقتی که سیستم بیشترین آدم را می‌بیند. عادتی که فقط در روز خلوت انجام شود، روزی که لازمش داری نیست.

اصلاح‌ها هم گویا بود. پیام بدون نام ترم و بدون مهلت از نو نوشته شد، چون ساده‌ترین راه برای اینکه واقعیتی کهنه نشود این است که اصلا در متن نباشد. برای نگاه صبح جانشین تعیین شد. مرور ماه به روز اول هر ترم هم وصل شد. هیچ‌کدام از این‌ها فنی نبود.

عدد هفته را اشتباه انتخاب نکن

گزارشی که بیشتر ابزارها می‌دهند این شکلی است: چند پیام فرستاده شد، چند تا تحویل شد، چند خطا. هر سه «عدد فعالیت»اند. فقط می‌گویند دستگاه روشن است.

چیزی که لازم داری «عدد نتیجه» است: از کسانی که پیام گرفتند، چند نفر کاری را کردند که می‌خواستی. و باید مقدارش را پیش از راه‌اندازی هم داشته باشی، وگرنه هیچ‌وقت نمی‌فهمی چیزی عوض شده یا نه.

کنارش یک «عدد آسیب» بگذار: چند نفر خواستند دیگر پیام نگیرند، چند شکایت آمد. سیستمی که عدد نتیجه را بالا می‌برد و عدد آسیب را هم، خوب کار نمی‌کند. و پیش از هر نتیجه‌گیری چهار هفته صبر کن؛ یک هفته‌ی خوب یا بد چیزی نمی‌گوید.

وقتی افت دیدی، اول بپرس فعالیت کم شده یا نتیجه. اگر فعالیت کم شده، جایی کار دور زده می‌شود یا سیستم خاموش است. اگر نتیجه کم شده و فعالیت نه، چیزی در متن یا زمانش کهنه شده است.

فهرستی که شش ماه بعد نجاتت می‌دهد

یک برگه بردار و هر چیزی را که سیستم «می‌داند» بنویس: هر قیمت، ساعت، نام، نشانی، مهلت و جمله‌ای که درونش نوشته شده. یک پیام یادآوری ساده معمولا پنج شش واقعیت در خودش دارد.

کنار هر کدام بنویس وقتی عوض شد چه کسی خبر می‌دهد. معمولا برای بیشترشان هیچ‌کس نیست، و همان خانه‌های خالی جایی است که سیستم بعدا اشتباه خواهد کرد. در مثال ما، نام ترم در این فهرست نبود.

اگر سیستمت مدل زبانی دارد یک نکته‌ی جدا هم هست: رفتار مدل می‌تواند با به‌روزرسانی سرویس‌دهنده عوض شود، بی‌آنکه تو به چیزی دست زده باشی. برای این سیستم‌ها خواندن ده مورد تصادفی در ماه اختیاری نیست.

نگه دارم، درست کنم یا خاموش کنم؟

خاموش کردن چیزی که برایش پول و وقت گذاشته‌ای سخت است؛ برای همین قاعده‌اش را باید پیش از سخت شدن نوشت. سه موقعیت را کنار هم بگذاریم:

  • کسی که ساخته بودش رفته و هیچ‌کس ثبتش را نگاه نمی‌کند. خاموش کن تا صاحب تازه پیدا شود. «شکایتی نرسیده» یعنی نمی‌دانی، نه اینکه خوب است. سیستمی دارد به نام تو با مشتری حرف می‌زند و نمی‌دانی چه می‌گوید.
  • نتیجه‌اش روشن است، ولی تیم دورش می‌زند. خاموش نکن. این‌جا مسئله سیستم نیست؛ اعتمادی است که جایی شکسته. بپرس آخرین بار کی این سیستم کارشان را سخت‌تر کرد یا شرمنده‌شان کرد. اجبار بدون رفع آن دلیل فقط دور زدن را پنهان‌تر می‌کند.
  • هشت هفته است عدد نتیجه تکان نخورده و عدد آسیب بالا می‌رود. خاموش کن. بعد برگه‌ی سفارش اولیه را باز کن: شاید متن بد است، شاید زمانش، شاید مسئله اصلا این نبود. ولی اول خاموش، بعد فکر.

یک موقعیت چهارم هم هست: کسب‌وکارت آن‌قدر عوض شده که قاعده‌های اولیه دیگر درست نیست. آن را وصله نکن؛ از نو بنویس.

حرفی که کمتر گفته می‌شود

خودکار کردن، کار را صفر نمی‌کند. کار تکراری را برمی‌دارد و یک کار کوچک‌تر و متفاوت جایش می‌گذارد: نگاه کردن. اگر کسی به تو گفت سیستمی می‌سازد که دیگر لازم نیست به آن فکر کنی، بپرس وقتی قیمتت عوض شد چه کسی به سیستم می‌گوید.

برگه‌ی نگهداری نیم‌صفحه‌ای این سه عادت در مینی‌دوره‌ی رایگان «کار تکراری» آمده است. در خدمت اتوماسیون بازاریابی و فروش با ایجنت هم بعد از تحویل یک دوره‌ی پایش و آموزش تیم هست و خروجی هر مرحله قابل خواندن است؛ جزئیاتش را در همان صفحه ببین.

فهرست محتوای این مطلب !
پیشنهاد مطالعه
«اگه می‌خواست، خودش پیام می‌داد.» این جمله را تقریبا هر صاحب کسب‌وکار ...
چهار پیام، با فاصله‌ی چند روز، به کسی که قیمت گرفته و ساکت شده. شرکت خ...
نه فروش از پیگیری اول، شش تا از دومی، چهار تا از سومی، دو تا از چهارمی...
مقاله‌ای نوشتی، کامل و دقیق، منتشرش کردی و بعد هیچ اتفاقی نیفتاد؟ معمو...
فهرست چهل‌تایی دشمن توست، نه خود ایرادها. کسی که گزارش سئو سایت را باز...
اشتراک گذاری :
دیدگاهتان را بنویسید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سؤالی درباره‌ی همین مقاله داری؟ بپرس
ثبت درخواست مشاوره

فرم زیر را تکمیل کنید تا همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس بگیرند…

7 روز هفته، از 9 تا 18 پاسخگو شما هستیم
نیاز به پشتیبانی دارید؟
091690491