09057421617 مشاوره رایگان

یک دقیقه و نیم. این‌قدر طول می‌کشد که شماره‌ی یک مشتری را از دایرکت پیدا کنی و در دفترچه بنویسی. هیچ‌کس این را کار حساب نمی‌کند. ولی اگر ماهی سیصد بار تکرار شود، می‌شود هفت ساعت و نیم، و تازه این ارزان‌ترین بخش ماجراست.

ذهن آدم دقیقه‌ی هر بار را می‌بیند و ضرب در تکرار را نمی‌بیند. برای همین همیشه سراغ کار آزاردهنده می‌رویم، نه کار گران. کاری که نیم ساعت یک‌جا وقت می‌گیرد در حافظه می‌ماند؛ کاری که هر بارش یک دقیقه است اصلا «کار» ثبت نمی‌شود. این نوشته هر دو هزینه‌ی ورود دستی اطلاعات را با یک مثال فرضی به تومان تبدیل می‌کند و بعد نشان می‌دهد کدام را اول باید بست.

دو هزینه که فقط یکی‌شان دیده می‌شود

هر جابه‌جایی دستی اطلاعات بین دو جا، دو هزینه دارد:

  • هزینه‌ی وقت: دقیقه‌ی هر بار، ضرب در تکرار ماهانه، ضرب در نرخ ساعتی خودت. نرخ ساعتی را خودت تعیین می‌کنی: کمترین مبلغی که اگر کسی بدهد، حاضری یک ساعت برایش کار کنی.
  • هزینه‌ی خطا: تعداد خطاها در ماه، ضرب در ارزش چیزی که هر خطا از دست می‌دهد. خطا در شماره‌ی مشتری یعنی مشتری‌ای که گم شد؛ خطا در مبلغ فاکتور یعنی اختلاف حساب.

اولی قابل اندازه‌گیری است و معمولا از تصور کوچک‌تر. دومی نامرئی است و معمولا بزرگ‌تر. یک رقم شماره اشتباه نوشته می‌شود، پیامک نمی‌رود، مشتری زنگ نمی‌زند، و تو فکر می‌کنی علاقه‌ای نداشت. هیچ پیام خطایی نمایش داده نمی‌شود و هیچ گزارشی ثبتش نمی‌کند.

دقیقه‌ها را با کرنومتر بگیر، نه با حدس

برای هر انتقال دستی، سه بار با کرنومتر گوشی زمان بگیر و میانگین را بنویس. زمان پیدا کردن را هم بشمار: باز کردن برنامه، پیدا کردن گفت‌وگو، بالا و پایین رفتن در صفحه. حدس فقط زمان تایپ را می‌بیند و زمان واقعی تقریبا همیشه بیشتر است.

سه انتقال، و ترتیبی که با آزار ذهنی نمی‌خواند

یک کسب‌وکار کوچک فرضی در دایرکت و تلفن سفارش می‌گیرد و در فروشگاه تحویل می‌دهد. صاحبش نرخ ساعتی خودش را ۲۵۰٬۰۰۰ تومان گذاشته. سه انتقال اصلی‌اش را با کرنومتر اندازه گرفت:

انتقال دقیقه‌ی هر بار تکرار در ماه ساعت در ماه هزینه‌ی وقت (تومان)
شماره‌ی مشتری از دایرکت به دفترچه ۱٫۵ ۳۰۰ ۷٫۵ ۱٬۸۷۵٬۰۰۰
شماره از اکسل به پنل پیامک ۳ ۹۰ ۴٫۵ ۱٬۱۲۵٬۰۰۰
گزارش ماهانه از روی اکسل ۴۵ ۱ ۰٫۷۵ ۱۸۷٬۵۰۰

صاحب کار مطمئن بود گزارش ماهانه بدترین کارش است: چهل و پنج دقیقه‌ی یک‌جا و کاملا کسل‌کننده. از نظر هزینه‌ی وقت، ده برابر ارزان‌تر از کپی شماره است. و کپی شماره را اصلا کار حساب نمی‌کرد، چون هر بارش یک دقیقه و نیم بود.

چک پنجاه‌تایی: یک ساعت، و عددی که تا حالا نداشتی

برای پرتکرارترین انتقال، پنجاه مورد اخیر را بردار و هر کدام را با منبعش مقایسه کن: پنجاه شماره‌ی دفترچه را با گفت‌وگوی دایرکت همان مشتری. تعداد اختلاف‌ها را بشمار. به هیچ ابزاری نیاز ندارد و حدود یک ساعت وقت می‌برد.

در مثال ما، از پنجاه شماره سه‌تا اختلاف داشتند: دو شماره با دو رقم جابه‌جا، و یکی که اصلا ثبت نشده بود. یعنی از هر پنجاه انتقال، سه‌تا خراب. حدس خود صاحب کار پیش از شمردن «یکی دوتا از صدتا» بود؛ حدود سه برابر کمتر از واقعیت. حدس تقریبا همیشه همین است، چون خطاهایی که پیدا نشده‌اند در حافظه هم نیستند.

اگر گفت‌وگوهای قدیمی پاک شده‌اند و مقایسه ممکن نیست، از امروز شروع کن: پنجاه انتقال بعدی را بلافاصله بعد از انجام چک کن. یک هفته طول می‌کشد و عددت واقعی است. نشانه‌های غیرمستقیم هم هست، مثل پیامک‌هایی که برمی‌گردند یا مشتری‌ای که زنگ می‌زند و می‌گوید خبری نشد؛ ولی این‌ها کف خطا را نشان می‌دهند، نه خود آن را.

وقتی هزینه‌ی خطا به جدول اضافه می‌شود

سیصد انتقال در ماه، با سه خطا در هر پنجاه، یعنی هجده خطا در ماه. همه‌ی خطاها به گم شدن مشتری نمی‌رسند؛ بعضی همان‌جا معلوم می‌شوند چون مشتری دوباره پیام می‌دهد. فرض کنیم یک‌سومشان واقعا مشتری را گم می‌کنند: شش نفر در ماه. ارزش هر مشتری در این مثال ۴٬۵۰۰٬۰۰۰ تومان است.

انتقال هزینه‌ی وقت هزینه‌ی خطا جمع ماهانه
دایرکت به دفترچه ۱٬۸۷۵٬۰۰۰ ۲۷٬۰۰۰٬۰۰۰ ۲۸٬۸۷۵٬۰۰۰
اکسل به پنل پیامک ۱٬۱۲۵٬۰۰۰ ۲٬۷۰۰٬۰۰۰ (تخمینی، با همان نسبت خطا) ۳٬۸۲۵٬۰۰۰
گزارش ماهانه ۱۸۷٬۵۰۰ ناچیز ۱۸۷٬۵۰۰

در ردیف اول، هزینه‌ی خطا حدود چهارده برابر هزینه‌ی وقت است. فاصله‌ی ردیف اول و آخر بیش از صد و پنجاه برابر است، در حالی که آزاردهنده‌ترینشان ردیف آخر بود.

عدد ۲۷ میلیون چقدر محکم است

این عدد به یک فرض تکیه دارد: اینکه یک‌سوم خطاها مشتری را گم می‌کنند. آن فرض شمرده نشده، تخمین زده شده؛ عدد واقعی می‌تواند نصف باشد یا دو برابر. ولی حتی با بدبینانه‌ترین فرض، مثلا یکی از هر ده خطا، عدد حدود ۸ میلیون می‌شود که هنوز چند برابر هزینه‌ی وقت است. جهت نتیجه به فرض حساس نیست؛ فقط بزرگی‌اش هست. و برای تصمیم «کدام را اول ببندم» جهت کافی است. پس این عدد را برای مقایسه‌ی انتقال‌ها با هم به کار ببر، نه به‌عنوان خسارت دقیق.

خطایی که سکوت می‌سازد از خطایی که شکایت می‌سازد گران‌تر است

دو انتقال دستی را با نسبت خطای یکسان در نظر بگیر: یکی شماره‌ی مشتری تازه، یکی نشانی ارسال. خطا در نشانی دیده می‌شود؛ بسته برمی‌گردد یا مشتری زنگ می‌زند، و هزینه‌اش یک ارسال دوباره است که در این مثال حدود ۲۰۰٬۰۰۰ تومان است. خطا در شماره‌ی مشتری تازه دیده نمی‌شود؛ آن مشتری گم می‌شود و تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی. با ارزش ۴٬۵۰۰٬۰۰۰ تومانی هر مشتری، دومی بیش از بیست برابر گران‌تر است، و فاصله‌ی واقعی حتی بیشتر است چون خطای نشانی تقریبا همیشه اصلاح می‌شود.

خطاهای بی‌صدا چند شکل رایج دارند: شماره‌ای که اشتباه ثبت شده و پیامک به جای دیگری رفته؛ سفارشی که در جابه‌جایی جا افتاده و اگر مشتری پیگیری نکند کسی نمی‌فهمد اصلا وجود داشته؛ وضعیتی که در یک جا به‌روز شده و در جای دیگر نه، و بعد تصمیمی بر اساس داده‌ی کهنه گرفته می‌شود. ویژگی مشترکشان این است که شکایت تولید نمی‌کنند. اگر نسبت خطایت را از روی شکایت‌ها تخمین بزنی، همیشه خیلی کمتر از واقعیت درمی‌آید.

گران‌ترین انتقال لزوما اولین کار نیست

حالا فهرستی قیمت‌دار داری. ولی اگر فقط با ستون جمع تصمیم بگیری، تقریبا همیشه سراغ بزرگ‌ترین و سخت‌ترین کار می‌روی و معمولا هیچ‌وقت تمامش نمی‌کنی. یک ستون دیگر لازم است: بستن هر انتقال چقدر کار می‌برد. اولین پرسش برای این ستون این است که هر دو طرف انتقال آنلاین‌اند یا نه. اگر بله، تقریبا همیشه راهی برای وصل کردنشان هست. اگر یک طرف کاغذ یا حافظه‌ی توست، اول باید همان طرف دیجیتال شود، و آن کار جدایی است که نباید با اتصال قاطی شود.

انتقال هر دو طرف آنلاین؟ صرفه‌جویی ماهانه ساعت کار بستن صرفه‌جویی به‌ازای هر ساعت
دایرکت به دفترچه نه، دفترچه کاغذی است ۲۸٬۸۷۵٬۰۰۰ بیش از ۴۰ حدود ۷۲۰٬۰۰۰
اکسل به پنل پیامک بله ۳٬۸۲۵٬۰۰۰ ۳ حدود ۱٬۲۷۵٬۰۰۰
گزارش ماهانه بله ۱۸۷٬۵۰۰ ۶ حدود ۳۱٬۰۰۰

تصمیم سه بخش پیدا کرد. امروز: اتصال اکسل به پنل پیامک، با سه ساعت کار و حدود ۳٫۸ میلیون صرفه‌جویی در ماه. این ماه: کنار گذاشتن دفترچه‌ی کاغذی و نوشتن شماره‌ها مستقیم در اکسل؛ این اتصال نیست، تغییر عادت است، ولی بعد از آن، انتقال ۲۸ میلیونی دیگر یک پروژه‌ی سفارشی نیست. و ردیف گزارش رسما به ستون «هرگز» رفت: شش ساعت کار برای ماهی ۱۸۷ هزار تومان، سی ماه طول می‌کشد تا برگردد.

ستون «هرگز» به‌اندازه‌ی ستون «امروز» ارزش دارد، چون نمی‌گذارد دوباره به کاری فکر کنی که هیچ‌وقت هزینه‌اش را برنمی‌گرداند. دو قاعده‌ی دیگر هم هست. اول، هر بار فقط یک اتصال بساز؛ اگر دوتا را با هم بسازی و چیزی خراب شود، نمی‌دانی کدام بود. دوم، تخمین ساعتت را دو برابر کن؛ تقریبا هر کار اتصالی بیشتر از تخمین اول طول می‌کشد، و کسی که برای سه ساعت برنامه ریخته وقتی به ساعت ششم می‌رسد کار را رها می‌کند. و اگر کار بزرگی در فهرست داری که ماهی ده میلیون صرفه‌جویی دارد، آن را برای «بعد» نگذار؛ همین هفته شروعش کن یا سفارشش بده، چون «بعد» معمولا نمی‌آید.

آنچه این حساب به تو نمی‌گوید

این حساب صورت خسارت نیست. نرخ ساعتی یک انتخاب است، ارزش مشتری یک برآورد، و نسبت خطایی که به گم شدن می‌رسد یک فرض. چیزی که گم شده ردی نمی‌گذارد و نمی‌شود دقیق اندازه‌اش گرفت. ارزش این عددها در مقایسه‌ی انتقال‌ها با هم است، و در اینکه برای اولین بار کپی‌ای را که هر روز تکرار می‌شود کنار کاری بگذاری که فقط آزارت می‌دهد.

جدول قیمت‌گذاری انتقال‌ها و روش ساختن اولین اتصال، قدم‌به‌قدم، در مینی‌دوره‌ی رایگان «جزیره‌های جدا» آمده است. اگر گران‌ترین انتقال تو هم شماره‌ای است که از دایرکت و تلفن دستی به جای دیگری می‌رود، جزئیات این خدمت را ببین.

فهرست محتوای این مطلب !
پیشنهاد مطالعه
«اگه می‌خواست، خودش پیام می‌داد.» این جمله را تقریبا هر صاحب کسب‌وکار ...
چهار پیام، با فاصله‌ی چند روز، به کسی که قیمت گرفته و ساکت شده. شرکت خ...
نه فروش از پیگیری اول، شش تا از دومی، چهار تا از سومی، دو تا از چهارمی...
مقاله‌ای نوشتی، کامل و دقیق، منتشرش کردی و بعد هیچ اتفاقی نیفتاد؟ معمو...
فهرست چهل‌تایی دشمن توست، نه خود ایرادها. کسی که گزارش سئو سایت را باز...
اشتراک گذاری :
دیدگاهتان را بنویسید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سؤالی درباره‌ی همین مقاله داری؟ بپرس
ثبت درخواست مشاوره

فرم زیر را تکمیل کنید تا همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس بگیرند…

7 روز هفته، از 9 تا 18 پاسخگو شما هستیم
نیاز به پشتیبانی دارید؟
091690491