تلفن زنگ میزند. شماره نیمهآشناست. جواب میدهی و صدای آن طرف میگوید: «سلام، من دوباره مزاحم شدم.» و تو هیچ ایدهای نداری که این کیست. آن چند ثانیهای که در ذهنت، در پیامها و در دفترت دنبال سرنخ میگردی، مشتری هم حس میکند. اگر داری میپرسی crm چیست، احتمالا همین لحظه را بارها تجربه کردهای. این نوشته تعریف کتابی را میگوید، ولی بیشتر دربارهی همین لحظه است: چرا رخ میدهد، و چرا جوابش اول یک کاغذ است، نه یک نرمافزار.
crm چیست، یک بار کتابی و یک بار کاربردی
CRM کوتاهشدهی Customer Relationship Management است، یعنی مدیریت ارتباط با مشتری. تعریف کتابیاش مجموعهای از روشها و ابزارهاست برای اینکه هر چیزی که دربارهی هر مشتری میدانی یک جا جمع شود و تصمیمهای فروش و پیگیری و پشتیبانی از روی همان گرفته شود. وقتی کسی میگوید «CRM میخواهم»، معمولا منظورش نرمافزاری است که این کار را انجام میدهد.
تعریف کاربردیترش برای یک کسبوکار کوچک این است: CRM یعنی پروندهی مشتری. یک مطب را تصور کن. هر بیمار که میآید پروندهای برایش باز میشود و دفعهی بعد، پیش از اینکه حرف بزند، دکتر میداند چه شده. حالا همان مطب را بیپرونده تصور کن؛ دکتر هر بار باید از اول بپرسد. هیچکس نمیگوید حافظهی دکتر ضعیف است، میگویند مطب پرونده ندارد. اگر مشتریهایت را یادت نمیماند، مشکل حافظهی تو نیست. مشکل این است که هیچجا وجود ندارد که یادش بماند.
اطلاعات داری، ولی دم دستت نیست
اطلاعات مشتریها معمولا وجود دارد، فقط پخش است: یک تکه در دایرکت، یک تکه در واتساپ، یک تکه در دفتر سفارش، یک تکه فقط در ذهن خودت. و وقتی تلفن زنگ میزند، نمیتوانی در چهار جا همزمان بگردی؛ پس عملا هیچجا نمیگردی.
اینجا یک تفکیک کار را روشن میکند. داشتن اطلاعات دو حالت دارد. حالت اول: موجود است، یعنی یک جایی هست و اگر بگردی پیدایش میکنی. حالت دوم: در دسترس است، یعنی در لحظهای که لازمش داری جلوی چشمت است. کل مسئله فاصلهی این دو است. و برای همین پراکندگی از نبودن هم بدتر است: حس کاذب «داده را دارم» میدهد، در حالی که در لحظهی نیاز نداری.
یک نمونه، و تاکید میکنم نمونه است نه آمار. مشتری زنگ میزند و میپرسد «آن سفارش قبلیام چه شد؟» برای جواب دادن سه چیز لازم است: این کیست، آخرین بار چه گرفته، و آن سفارش الان کجاست. از خودت بپرس هرکدام از این سه الان کجاست. احتمالا هرکدام یک جای متفاوت، و شاید یکیشان هیچجا.
crm چیست نرمافزار؟ چرا خریدنش اولین قدم نیست
وقتی این درد حس میشود، رایجترین واکنش رفتن دنبال نرمافزار است. این کار غلط نیست، فقط زود است. نرمافزار یک جای خالی به تو میدهد، و اگر ندانی چه چیزی باید در آن بگذاری، آن جای خالی خالی میماند. سه ماه بعد نرمافزاری داری که کسی بازش نمیکند و همان پرسش اول هنوز سر جایش است. باور رایج دیگر هم همین را تقویت میکند: «اگر منظمتر بودم اینطور نمیشد.» نتیجهاش این است که آدم خودش را سرزنش میکند و یک دفتر تازه میخرد که سه هفته دوام میآورد. تکرار شدنش نشانه است که مسئله جای دیگری است.
قدم درست پیش از هر ابزاری یک پرسش است: چه چیزهایی باید پیش از «الو» جلوی چشمم باشد؟ نه همهچیز؛ فقط آن چند چیزی که بودنشان کل گفتگو را عوض میکند. برای بیشتر کسبوکارها این عدد بین سه تا پنج است.
- برای فروشندهی محصول ممکن است اینها باشد: اسمش، آخرین چیزی که خریده، و اینکه مشکلی داشته یا نه.
- برای ارائهدهندهی خدمت ممکن است فرق کند: اسمش، چه کاری برایش انجام دادهایم، و کی دوباره لازمش میشود.
هنوز هیچ ابزاری انتخاب نشده، ولی حالا چیزی داری که قبلا نداشتی: میدانی دنبال چه هستی. اصل کلی این است: پرونده پیش از ابزار. و پرونده یعنی یک جای واحد، با چند فیلد مشخص، که همیشه همانجاست. کلمهی مهمش «واحد» است. نه چهار جای خوب؛ یک جا، حتی اگر آن یک جا یک فایل ساده باشد.
کسبوکار کوچک کی واقعا نرمافزار CRM لازم دارد
یک جملهی صادقانه که شاید انتظارش را نداشته باشی: اگر ماهی کمتر از چند ده تماس یا پیام داری، یک فایل سادهی قابل جستوجو برایت کافی است. واقعا کافی است. و کسی که در این وضعیت به تو سیستم پیچیده بفروشد، چیزی میفروشد که لازم نداری.
نرمافزار وقتی معنا پیدا میکند که یکی از این دو رخ بدهد:
- حجم بالا برود، تا جایی که جستوجو در فایل خودش وقت بگیرد و پیگیریها جا بیفتند.
- بیشتر از یک نفر به همان پرونده نیاز داشته باشد؛ مثلا تو و یک همکار، یا فروش و پشتیبانی.
پیش از این دو، ابزار فقط یک کار اضافه است. و وقتی هم که رسید، معیار انتخابش فهرست امکانات نیست؛ این است که ثبت یک مشتری واقعی در آن چند ثانیه طول میکشد، چون سیستمی که پر نشود، هرچقدر هم امکانات داشته باشد، یک فرم خالی است. CRM رایگان یا پولی، ایرانی یا خارجی، این پرسش برای همه یکی است.
آزمون دهثانیهای: پرونده داری یا نه
این کار بیست دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد. یک کاغذ بردار و اسم سه مشتری را بنویس که در ماه گذشته با تو تماس گرفتهاند؛ واقعی، نه فرضی. برای هرکدام همان سه تا پنج واقعیتی را که برای کار تو مهم است بنویس. و کرنومتر بگیر: ببین پیدا کردن هرکدام چند ثانیه طول میکشد. از حافظه جواب نده؛ برو واقعا پیدایش کن.
همان عدد جواب پرسش این نوشته است. اگر هر سه زیر ده ثانیه پیدا شدند، تو پرونده داری، با هر ابزاری که هست. اگر نه، نداری، و حالا دقیقا میدانی کدام تکه گم است. این عدد از هر مقایسهی نرمافزاری مهمتر است، چون مال خودت است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی crm
مدیریت ارتباط با مشتری به زبان ساده یعنی چه؟
یعنی هر کسی که با مشتری سروکار دارد، پیش از حرف زدن بداند این آدم کیست، چه گرفته و چه کاری با او مانده. بقیهی چیزهایی که دربارهی CRM گفته میشود، از گزارش فروش تا پیامک خودکار، روی همین پایه سوار است و بدون آن کار نمیکند.
crm فقط نرمافزار است؟
نه. نرمافزار ابزار نگه داشتن پرونده است، نه خود پرونده. اگر ندانی چه فیلدهایی لازم داری، بهترین نرمافزار هم کمکی نمیکند، و اگر بدانی، یک فایل ساده هم تا مدتی کار را راه میاندازد.
crm رایگان کافی است یا باید پولی بخرم؟
برای شروع، تقریبا همیشه رایگان کافی است، به شرطی که دو چیز را داشته باشد: بتوانی سه تا پنج فیلد خودت را تعریف کنی، و هر وقت خواستی همهی داده را یکجا بیرون بکشی. دومی مهمتر از آن است که به نظر میرسد؛ پروندهای که فقط داخل یک سرویس زندانی است، روزی که آن سرویس بسته یا گران شود، دوباره پراکنده میشود. پیش از اینکه مشتریهایت را واردش کنی، یک بار خروجی گرفتن را امتحان کن.
از کجا شروع کنم؟
از همان آزمون کرنومتر. بعد از آن، سه تا پنج فیلدی را که پیش از «الو» لازم داری در یک جای واحد نگه دار و یک ماه با آن کار کن. ماه بعد خودت میفهمی فایل کافی است یا ابزار لازم شده.
اگر حجم سرنخهایت بالا رفته و میخواهی ببینی ثبت و دستهبندی خودکارشان چه شکلی است، ابزار رایگان مدیریت سرنخهای فروش را دانلود کن. و اگر به جایی رسیدهای که واقعا یک سیستم واحد لازم داری و بیشتر مشتریها تلفن میزنند، جزئیات خدمت CRM با تلفن ابری را ببین؛ با زنگ خوردن تلفن، پروندهی همان مشتری باز میشود. اگر تماس ورودی نداری و کارت بیشتر متنی است، این خدمت به دردت نمیخورد. و اگر میخواهی تجربهی بقیهی صاحبان کسبوکار کوچک را با پروندهی مشتری بشنوی، به گروه تلگرامی ما بپیوند؛ آنجا ابزارهای کاربردی را با هم به اشتراک میگذاریم.