این‌که شکاف محتوایی چیست و چطور آن را در سایت خودمان پیدا کنیم، سوالیه که خیلی‌ها می‌پرسن ولی جوابِ دقیقش رو کمتر جایی پیدا می‌کنن. هدف اینه که بعدِ خوندنِ این مقاله، دقیقاً بدونی این مسئله از کجا میاد، چه قدم‌هایی واقعاً جواب می‌ده، و چه اشتباه‌هایی رو باید کنار بذاری.

ریشه‌یِ ماجرا از کجا شروع می‌شه

خیلی وقت‌ها «شکاف محتوایی چیست و چطور آن را در سایت خودمان پیدا کنیم» یه برچسبِ کلیه که پشتش یه مسئله‌یِ خیلی مشخص و ملموس قایم شده. مصداقِ عینی‌ترش: کلماتی که رویشون کار می‌کنی رو حدسی انتخاب کرده‌ای. این چیزی نیست که فقط گاه‌به‌گاه اتفاق بیفته؛ برایِ خیلی از کسب‌وکارها بخشِ ثابتِ کاره. اگه بخوای عینی بسنجیش، فقط کافیه یه هفته یادداشت کنی هر بار این مسئله کِی و چطور پیش میاد.

این‌جوری تصورش کن: یه هفته که همه‌چی سرِ جاشه، تا اینکه دقیقاً همین مسئله دوباره سرش رو بالا میاره و بازم باید از اول باهاش دست‌وپنجه نرم کنی.

جالب اینجاست که خیلی از کسب‌وکارها اول فکر می‌کنن این یه مسئله‌یِ موقتیه، تا وقتی که می‌بینن ماه‌هاست همون‌جوری مونده. خلاصه‌یِ این بخش: هرچی زودتر این مسئله رو با اسمِ درستش بشناسی و بپذیری که واقعیه، زودتر هم می‌رسی به یه راه‌حلِ واقعی، نه یه مسکنِ موقت.

چیزی که این مسئله رو مهم می‌کنه اینه که رویِ یه چیزِ واقعی اثر می‌ذاره، نه فقط یه حسِ کلیِ شلوغی. اگه این مسئله حل نشه، معمولاً بی‌سروصدا رشد می‌کنه، تا یه روز دیگه نشه نادیده گرفتش. حالا که مسئله روشنه، بیا بریم سراغِ ریشه‌اش.

چرا خیلی کسب‌وکارها با این گیر می‌کنن

ریشه‌یِ اکثرِ این‌جور مسئله‌ها معمولاً خیلی پیچیده نیست؛ فقط دیده‌نشده می‌مونه. نمونه‌ش رو هم می‌شه این‌جوری دید: نمی‌دونی مردم واقعاً چه چیزی رو سرچ می‌کنن. یه دلیلِ خیلی رایجِ دیگه اینه که این مسئله فقط وقتی جدی گرفته می‌شه که یه بار واقعاً خسارت بزنه. خیلی وقت‌ها هم فقط چون «تا الان همین‌جوری بوده» ادامه پیدا می‌کنه، بدونِ اینکه کسی بپرسه چرا.

این‌جوری ببینش: هرکس فکر می‌کنه اون یکی مسئولشه، تا وقتی که یه اتفاق میفته و معلوم می‌شه اصلاً کسی مسئولش نبوده.

یه چیزِ دیگه هم هست: این علت‌ها معمولاً تا وقتی کسی مستقیم دنبالشون نگرده، خودشون رو نشون نمی‌دن — پنهون نیستن، فقط کسی وقت نذاشته پیداشون کنه. هیچ‌کدومِ این علت‌ها به‌تنهایی بزرگ نیستن؛ اثرشون از تکرارِ روزانه میاد، نه از یه اتفاقِ بزرگِ یک‌باره.

اول از همه، خیلی از این کارها هنوز دستی و روی حافظه انجام می‌شن — و حافظه دیر یا زود جا می‌ندازه. دومین علتِ رایج اینه که مسئولیتش دقیق روی دوشِ کسی نیست؛ وقتی همه مسئولن، در عمل هیچ‌کس نیست. هیچ‌کدومِ این‌ها تقصیرِ یه نفر نیست؛ نتیجه‌یِ طبیعیِ رشدِ سریع‌ترِ کار از سیستمیه که پشتش هست.

راه‌حلِ قدم‌به‌قدم

بریم سراغِ عمل. مسیرِ واقعی معمولاً از این چند قدم می‌گذره: مهم نیست از کجا شروع می‌کنی؛ مهم اینه که واقعاً شروع کنی. یه نکته قبل از شروع: لازم نیست منتظرِ زمانِ کاملاً بی‌دردسر بمونی — بهترین وقتِ شروع همینِ الانه، حتی وسطِ یه هفته‌ی شلوغ.

  1. استراتژیِ کلماتِ کلیدی رو بازنگری می‌کنه. این قدم پایه‌ی بقیه‌ی مسیره — بدونش، قدم‌هایِ بعدی هم لنگ می‌زنن.
  2. کمک می‌کنه روی کلماتِ درست تمرکز کنی. همین‌جا معمولاً بیشترین خطایِ دستی از بین می‌ره.
  3. شکاف‌های محتوایی رو نشون می‌ده. این دقیقاً همون بخشیه که معمولاً بیشتر از همه حس می‌شه.
  4. قابلِ تنظیم برای حوزه‌ی خودت. این یکی از جاهاییه که بیشترین صرفه‌جوییِ وقت رو می‌سازه.

اگه همین چند قدم رو رعایت کنی، نتیجه‌ش خیلی سریع‌تر از چیزی که فکرش رو می‌کنی دیده می‌شه؛ معمولاً از همون هفته‌ی اول.

کجایِ مسیر معمولاً می‌لنگه

این بخش رو جدی بگیر، چون معمولاً همین اشتباه‌هان که کارو طولانی‌تر می‌کنن. یه دامِ دیگه اینه که فکر می‌کنن یه‌بار درست‌کردن کافیه؛ در‌حالی‌که این مسئله‌ها معمولاً به مرورِ زمان دوباره سر برمی‌آرن اگه سیستمی پشتش نباشه. یه اشتباهِ رایجِ دیگه اینه که مسئولیتِ این کار بینِ چند نفر پخش می‌شه، بدونِ اینکه یه نفر واقعاً مالکِ نتیجه باشه.

مثالِ دیگه: یه فرآیند که قراره «موقت» باشه، ماه‌ها بعد هنوز همون روشِ موقتیه، چون هیچ‌وقت وقتِ تمیزکردنش نرسیده.

یه چیزِ مهم که باید بهش اشاره کرد: هیچ‌کدومِ این اشتباه‌ها از سرِ بی‌دقتی نیستن؛ همه‌شون واکنشِ منطقی به کمبودِ وقت‌ان — فقط جواب نمی‌دن. خلاصه‌اش اینه که شناختنِ این اشتباه‌ها، خودش نصفِ راهِ نکردنشونه.

یه اشتباهِ دیگه اینه که یه راه‌حلِ پراکنده و جدا برای هر بخشِ کوچیکِ کار انتخاب می‌شه، در حالی که این تیکه‌ها باید با هم حرف بزنن. اجتناب از این اشتباه‌ها معمولاً از خودِ راه‌حل هم مهم‌تره؛ چون بدونِ این شناخت، هر راه‌حلی زودتر از موعد شکست می‌خوره.

کدوم روش واقعاً جواب می‌ده

اولین گزینه همیشه انجامِ دستیِ کاره. سرمایه‌گذاریِ اولیه صفره، ولی سقفش هم پایینه؛ از یه جایی به بعد دیگه جواب نمی‌ده. خیلی از کسب‌وکارها هم دقیقاً از همین‌جا شروع می‌کنن و بعداً به روش‌هایِ دیگه مهاجرت می‌کنن. روشِ دوم، ترکیبی از چند ابزارِ عمومی و جدا از همه. بهتر از دستیه، ولی چون این ابزارها با هم حرف نمی‌زنن، خودِ هماهنگ‌کردنشون یه کارِ اضافه می‌شه.

گزینه‌ی سوم اینه که یه سیستمِ اختصاصی و خودکار همه‌ی این تیکه‌ها رو یک‌جا مدیریت کنه. برایِ خیلی از کسب‌وکارها همین یه تغییر، بیشترین اثر رو تویِ کمترین زمان می‌ذاره. تو عمل یعنی این: محتوایت پیدا و دیده می‌شه.

نکته‌ی آخر اینه که هزینه‌ی واقعیِ روش‌هایِ اول و دوم همیشه تویِ صورت‌حساب دیده نمی‌شه؛ بیشترش تویِ وقتِ ازدست‌رفته‌ست. قاعده‌ی ساده‌ای که می‌شه ازش استفاده کرد: وقتی وقتِ صرف‌شده برایِ هماهنگ‌کردنِ ابزارهایِ پراکنده از خودِ کار بیشتر شد، وقتِ تعویضِ روشه. نکته‌ی اصلی اینه که هرچی کسب‌وکار بزرگ‌تر می‌شه، فاصله‌یِ بینِ این سه گزینه هم بیشتر می‌شه — چیزی که تویِ مقیاسِ کوچیک محسوس نبود.

کی باید این کار رو بسپاری دستِ یه سیستم

وقتی اشتباهاتِ کوچیکِ ناشی از کارِ دستی شروع می‌کنن به هزینه‌ داشتن، این علامتِ خوبیه که وقتشه. وقتی همون کارِ دستی هر هفته بیشتر از قبل وقت می‌گیره، این یه علامتِ واضحه. مثلاً وقتی: محتوا می‌سازی ولی کسی پیدایش نمی‌کنه. این تصمیم معمولاً از همون هفته‌ی اول خودش رو نشون می‌ده — نه یه وعده‌ی دوردست.

یه نشونه‌ی خیلی رایجِ دیگه اینه که هر بار همون سوال‌ها دوباره پرسیده می‌شن، انگار قبلاً هیچ‌وقت جواب داده نشدن.

این تصمیم معمولاً ترسناک‌تر از چیزیه که هست؛ چون خیلیا فکر می‌کنن یعنی یه تغییرِ بزرگ، در‌حالی‌که معمولاً با یه قدمِ کوچیک شروع می‌شه. یه کارِ عملی: همین امروز یه هفته رو یادداشت کن، ببین این کار دقیقاً چند ساعت وقت می‌بره — بعد تصمیم بگیر.

اگه حداقل یکی از این نشونه‌ها رو تویِ کارت می‌بینی، وقتشه از حالتِ واکنشی خارج بشی و یه تصمیمِ آگاهانه بگیری.

جمع‌بندی و قدمِ بعدی

اگه یه چیز از این مقاله بمونه، این باشه: این مسئله قابلِ حله، فقط باید از جایِ درست شروع کرد. مسیرِ واقعی معمولاً این‌شکلیه: اول مسئله رو دقیق ببینی، بعد بفهمی چرا اتفاق میفته، بعد قدم‌به‌قدم پیش بری، و در آخر مراقبِ اشتباه‌هایِ رایج باشی.

نکته‌ای که تویِ همه‌یِ این بخش‌ها مشترک بود: هیچ‌کدوم از این قدم‌ها به تنهایی سخت نیستن؛ سختی از تعویق‌انداختنشون میاد.

حالا که مسیر روشنه، تنها چیزی که مونده تصمیمه — و اون تصمیم دستِ خودته، نه دستِ شرایط.

سوالات متداول

ابزارِ سئوی خاصی لازم دارم؟

راهنما داری؛ و برای عمق، سرویسِ سئوی ما هست.

اگه هرکدوم از نشونه‌هایی که بالاتر گفتیم برات آشنا بود، دیگه وقتِ فکرکردن نیست، وقتِ اقدامه. جمع‌بندیِ کل ماجرا اینه: این مسئله قابلِ حله، و بازنگری استراتژی کلمات کلیدی همین حالا برایِ حلش آماده‌ست — رایگان، همین پایین.

فایل/ابزارِ رایگان آماده‌ی دریافت است

دانلود رایگان بازنگری استراتژی کلمات کلیدی
فهرست محتوای این مطلب !
پیشنهاد مطالعه
این‌که فرق لید سرد و لید داغ از دست رفته چیست، سوالیه که خیلی‌ها می‌پر...
این‌که نشتی قیف فروش کجا اتفاق می‌افتد و چطور پیدایش کنیم، سوالیه که خ...
«فرق فروشگاه کامل با بسته زمان‌بندی‌شده سریع چیست» یه سوالِ کاملاً واق...
«نشانه‌های اینکه کسب‌وکار اینستاگرامی از دایرکت جلو زده» یه سوالِ کامل...
این‌که چرا چت‌بات‌های دایرکت فقط چند کلمه می‌فهمند، سوالیه که خیلی‌ها ...
اشتراک گذاری :
دیدگاهتان را بنویسید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سؤالی درباره‌ی همین مقاله داری؟ بپرس
ثبت درخواست مشاوره

فرم زیر را تکمیل کنید تا همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس بگیرند…

7 روز هفته، از 9 تا 18 پاسخگو شما هستیم
نیاز به پشتیبانی دارید؟
091690491